حسين فاطمى

35

گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )

مقابل آنكه گشت با او به رزم * شكسته بود و كشته بر پشت زين ز صوت صولتش تو گو بر مثل * « فَأَصْبَحُوا فِي دارِهِمْ جاثِمِينَ » * « 1 » عدو بدار هزار ، ور صد هزار * « هُنالِكَ وَ انْقَلَبُوا صاغِرِينَ » « 2 » كسىكه كين او بُدش در كمون * نبوده جز كه دوزخش در كمين « وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ » * « 3 » * اللهنا « أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ » * « 4 » ز علم او نشانه بحر محيط * ز حلم او نمونه كوه رزين حقايقش بر اهل حق منكشف * مَحامدش بر اهل دين مستبين جهاد اكبرش ز اصغر فزون * كه نفس از او گشت دليل و مهين فتاد جبريل به درياى نيل * نداشت چونكه مرشدى بىقرين چو گشت مرتضايش آموزگار * به وحى و تنزيل حق آمد امين بر اين اميدم كه نمانم خجل * به مجمع مقرّبين يوم دين عمل نَبد ، به دادهايت سبب * مرا مگر كه گشت لطف معين « وَ رَبُّنَا الرَّحْمنُ الْمُسْتَعانُ » « 5 » * ارحم « وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ » * « 6 » ز خلق و حق ، درود بىحدّ و حصر * به احمد و به آل او اجمعين به يك هزار و سيصد و شانزده * نوشتم اين قصيده‌ى دلنشين در تهنيت ولادت باسعادت ولى عصر - ارواحنا فداه - جهان ز بهجت ، امروز باغ رضوان شد * فضاى گيتى از خرّمى گلستان شد كدام غنچه نورس به فرخى بشكفت ؟ * كه باز گلشن هستى ، ز وَجد خندان شد گرفت جمله آفاق جلوه اشراق * مگر ز جِيب عيان ؛ دست پور عمران شد ؟ جمال أشرقت الأرض از زمين پيداست * مگر ز غيب عيان نور پاك يزدان شد ؟ ! هماره پرتو افلاك تافتى بر خاك * زمين تيره از اين ره رهين احسان شد شگفت اينكه مهمى از زمين درخشان گشت * كه از طلوعش در عرش نور باران شد

--> ( 1 ) . سورهء اعراف ( 7 ) ، آيه 78 و 91 و سورهء عنكبوت ( 29 ) ، آيه 37 . ( 2 ) . سورهء اعراف ( 7 ) ، آيه 119 . ( 3 ) . سورهء اعراف ( 7 ) ، آيه 30 و سورهء زخرف ( 43 ) ، آيه 37 . ( 4 ) . سورهء انعام ( 6 ) ، آيه 117 و سورهء نحل ( 16 ) ، آيه 125 و سورهء قصص ( 28 ) ، آيه 56 و سورهء قلم ( 68 ) ، آيه 7 . ( 5 ) . سورهء انبياء ( 21 ) ، آيه 112 . ( 6 ) . سورهء اعراف ( 7 ) ، آيه 151 و سورهء انبياء ( 21 ) ، آيه 83 .